دو جنبه کلی مناسب بودن برای استفاده وجود دارد:
کیفیت طراحی و کیفیت انطباق.
همه کالاها و خدمات در درجه ها یا سطوح مختلف کیفیت تولید می شوند. این تغییرات در درجه یا سطوح کیفیت عمدی هستند و در نتیجه اصطلاح فنی مناسب کیفیت طراحی است. به عنوان مثال، تمام خودروها به عنوان هدف اساسی خود، تامین حمل و نقل ایمن برای مصرف کننده را دارند. با این حال، خودروها از نظر اندازه، ظاهر و عملکرد متفاوت هستند. این تفاوتها نتیجه تفاوتهای طراحی عمدی بین انواع خودروها است. این تفاوت های طراحی شامل انواع مواد مورد استفاده در ساخت و ساز، مشخصات اجزاء، قابلیت اطمینان به دست آمده از طریق توسعه مهندسی موتورها و قطارهای محرکه و سایر لوازم جانبی یا تجهیزات است.
کیفیت انطباق این است که محصول چقدر با مشخصات مورد نیاز طراحی مطابقت دارد. کیفیت انطباق تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله انتخاب فرآیندهای تولید، آموزش و نظارت بر نیروی کار، انواع کنترلهای فرآیند، آزمایشها و فعالیتهای بازرسی که به کار میروند، میباشد.
که این رویه ها رعایت می شود و انگیزه نیروی کار برای دستیابی به کیفیت است. متأسفانه این تعریف بیشتر با جنبه انطباق همراه شده است
عدم انطباق کیفیت نسبت به طراحی تا حدی به دلیل فقدان آموزش رسمی است که اکثر طراحان و مهندسان در روش شناسایی مهندسی کیفیت دریافت می کنند.
تمرکز بر مشتری و رویکرد «تطابق با مشخصات» برای کیفیت، صرف نظر از اینکه محصول، حتی زمانی که طبق استانداردها تولید میشود، واقعاً «مناسب استفاده» توسط مشتری است یا خیر. همچنین، هنوز این باور عمومی وجود دارد که کیفیت مشکلی است که تنها در تولید می توان با آن برخورد کرد، یا اینکه تنها راهی که می توان کیفیت را بهبود بخشید، «طلاکاری» محصول است. ما تعریف مدرن از کیفیت را ترجیح می دهیم.