لودر سایت

مسئولیت کیفیت نمونه برداری

پیامدهاي لحاظ کردن نمونه برداري به عنوان یک بخش جدایی ناپذیر از پروسه اندازه گیري، گسترده بوده و شامل مسائل مدیریتی نیز می شوند. سخت گیري هایی که براي ارزیابی و بهبود کیفیت فعالیت ها درون آزمایشگاه تجزیه به کار گرفته می شوند، می بایست به همین میزان براي روش هاي اجرایی نمونه برداري نیز به کار گرفته شوند. در اصل مسئولیت کیفیت کل پروسه اندازه گیري می بایست بر عهده یک سازمان باشد و افزون بر این، مسئولیت هاي بخش  هاي مختلف پروسه نیز می بایست تعریف شوند.

به طور مشابه یک مجموعه می بایست مسئولیت تخمین عدم قطعیت اندازه گیري را بر پایه اطلاعات بدست آمده از تمام مشارکت کنندگان بر عهده داشته باشد. آن گاه این سازمان، میتواند سهم هاي ناشی از مراحل اصلی در روش اجرایی اندازه گیري را به تمام مشارکت کنندگان اطلاع دهد.

انتخاب رویکرد تخمین عدم قطعیت 

رویکردهاي تجربی (بالا ـ پایین) و مدل سازي (پایین ـ بالا) هر یک در شرایط خاص، مزیت هاي خاص خود را دارند. این مزایا می بایست در انتخاب رویکرد براي یک تمرین نمونه برداري خاص لحاظ شوند.

  • رویکرد تجربی تمام منابع عدم قطعیت را بدون این که دانشمند لازم باشد تا هویت آن ها را از پیش بداند، لحاظ می کند. براي مثال، این رویکرد به طور اتوماتیک براي آلاینده هاي خاص و کانی شناسی موجود در مکان هاي زمین شناسی قابل کاربرد می باشد. در انجام این محاسبات به هیچ گونه دانش پیشین از طبیعت ماده (براي مثال، اندازه دانه، گونه اي شدن آنالیت، میزان ناهمگنی) نیاز نمی باشد. این رویکرد براي کاربردهاي عملی، نسبتاً ساده و سریع (بخصوص براي «متد دوبارتکرار») است. حداقل چهار گزینه در دسترس وجود دارند که توسط آن ها می توان به تدریج تخمین هاي عدم قطعیت را با صحت بیشتر محاسبه کرد. بعضی از این متدها می توانند خطاي سیستماتیک (نظیر بایاس نمونه برداري) را در تخمین عدم قطعیت محاسبه کنند. آزمون هاي مهارت نمونه برداري و اهداف نمونه برداري مرجع هنوز در مراحل اولیه تهیه و تکوین می باشند، هر چند که کاربرد آن ها آینده درخشانی را نوید می دهد.
  • از معایب رویکرد تجربی این است که آن الزاماً نمی تواند هیچ یک از مؤلفه هاي منفرد عدم قطعیت (هر چند این دانش بتواند با تصمیم مشروط اضافه شود) را به طور کمی تعیین کند. این رویکرد بر اساس مدل تئوري نمونه برداري ذرهاي پایه گذاري نشده است، هر چند این وضعیت ممکن است در کاربردهاي آن براي موادي که در شکل خود به صورت ذرهاي (براي مثال، گازها، مایعات، بیوتا) نیستند، یک مزیت به حساب آید. رویکرد تجربی تنها مقدار تقریبی عدم قطعیت را ارائه می دهد که فرض می شود در سرتاسر هدف ثابت است، اما این وضع در رویکرد مدل سازي نیز صادق است. مقادیر اکستریم در اندازه گیري هاي تکراري ممکن است منجر به تخمین بیش از حد مقدار عدم قطعیت شوند که در واقع نمی توانند نماینده اکثر اندازه گیري ها به حساب آیند. با این حال با استفاده از آماره هاي استوار می توان مقدار این اثر را به حداقل رساند.
  • مزیت اصلی رویکرد مدل سازي این است که در آن امکان شناسایی بزرگترین منبع عدم قطعیت به راحتی وجود دارد، البته اگر آن در مدل واقع شده باشد. این رویکرد، متد شفافی را ارائه و نشان می دهد که کدام مؤلفه هاي عدم قطعیت در جمع بندي عدم قطعیت در نظر گرفته شده اند. و بالاخره، این که، اگر در جایی اطلاعات پیشین در دسترس باشد، رویکردهاي مدل سازي در مقایسه با مطالعات تجربی گسترده از هزینه کمتري برخوردار می باشند.

معایب رویکرد مدل سازي عدم قطعیت، شامل پیش بینی هاي تئوري عدم قطعیت می باشند که ممکن است به اندازه گیري هاي پیشین و جامع از کانی شناسی، اندازه ذره و گونه اي شدن آنالیت ماده نمونه برداري (مثل خاك) و چگونگی تغییر این اندازه گیري ها در سرتاسر هدف نمونه برداري، نیاز داشته باشند. بنابراین به فرض هاي ایده آل در مورد ساخت ماده (براي مثال؛ کانی شناسی، اندازه دانه و گونه اي شدن آنالیت) نیاز است. در رویکرد مدل سازي با استفاده از تئوري نمونه برداري به تخمین ها یا فرض هایی در مورد هشت نوع خطاي نمونه برداري و چگونگی تغییرات احتمالی آن ها در سرتاسر نمونه نیاز می باشد. هر دو رویکرد تئوري و تجربی نسبتاً وقت گیر بوده و به کارگیري آن ها نیز گران می باشد. تخمین هاي کلی نیز ممکن است خیلی عمومی باشند و نتوانند شرایط ویژه حاکم بر هر قسمت از هدف نمونه برداري خاص را منعکس کنند. به علاوه، امکان شناسایی تمام منابع عدم قطعیت وجود ندارد، که این حالت ممکن است به تخمین کمتر از حد عدم قطعیت کل منجر شود. بنابراین با در نظر گرفتن همه جوانب، عموماً متدهاي تجربی از قابلیت کاربرد بیشتري در گستره وسیعی از مواد برخوردار هستند و بستگی شدیدي به دانش پیشین از سیستم یا تمام منابع عدم قطعیت ندارند. بدین ترتیب به کارگیري آن ها به زمان کمتري نیاز دارد و در نتیجه کاربرد آن ها نیز کم هزینه تر خواهد شد، موضوعی که بخصوص در آزمایش موردي و تک از اهداف نمونه برداري متفاوت، ارزشمند می باشد. از سوي دیگر، رویکردهاي مدل سازي منجر به ارزیابی جامع تر از منابع منفرد و شناخته شده عدم قطعیت شده و هنگام توسعه یک طرح نمونه برداري طولانی مدت براي یک کاربرد با ویژگی خاص مناسب تر می باشند.

نویسنده پست: ghaemi mohammad

این سایت جهت ارائه اطلاعات بروز و تخصصی در حوزه سیستم های مدیریت کیفیت و اشتراک گزاردن تجربیات اینجانب در حوزه ارزیابی انطباق و ترویج و ارتقای این علم تشکیل شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *